خرید بک لینک
چقدر دوست دارم امشب حرف بزنم همش :|

اصن انگار پرم :|

فك كنم خيلي وقته غر نزدم :|

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 0:28  توسط خپلو |

برچسب: نویسنده: ماهان نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 4:51

از صبح به اميد اين بلند شدم كه ظهر بخوابم :)))

يني توي اين هوا فقط بايد زير پتو رفت و خوابيد :|

درس جيزه :))

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 13:56  توسط خپلو |

برچسب: نویسنده: ماهان نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 4:51

در مسجد و در کعبه به دنبال خداییماز حس خدا در دلمان دور و جداییم هم مسجدو هم کعبه وهم قبله بهانه استدقت بکنی نور خدا داخل خانه استدر مسجد و در کعبه به دنبال چه هستی؟اول تو ببین قلب کسی را نشکستی؟اینگونه چرا در پی اثبات خداییم؟همسایه ی ما گشنه و ما سیر بخوابیمبرخیز و کمی کعبه ی آمال خودت باشچنگی به نقابت بزن و مال خودت باشتصویر خدا پشت همین کهنه نقاب استتصویرخداواضح وچشمان توخواب استشا

برچسب: نویسنده: ماهان نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 4:51

مولوي و دوست دارم :)خيلي زياد و بي دليل دوسش دارم :))از بچگي ازش خوشم ميومد بدون اينكه بيشتر از يكي دو تا شعراشو خونده باشم.از اسمشم خوشم ميومد.لفظ مولانا :)كلا خيلي اوقات واسه دوست داشتنام دليل ندارم.ممكنه بار اول كسي و ببينم و از لبخندش خوشم بياد و تو ذهنم دوست داشتني بمونه بدون اينكه بشناسمش.مثلا شاگرد جديده كتاب فروشي نزديك خونمونو دوست دارم.لبخندشو دوست دارم.آرامش توي صورتشو دوست دارم با اينك

برچسب: نویسنده: ماهان نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 4:51

آپلود عکس

برچسب: میفرسته, نویسنده: ماهان نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 4:51

امسال اولين سالي بود كه اول مهر استرس نداشتم...هر سال وقتي قرار بود اون مانتو شلوار مسخره رو بپوشم از استرس تو دلم رخت ميشستن با اينكه جز اول ابتدائي هيچ وقت ديگه نكران تنها بودنم نبودم چون عادت نداشتم دوستاي صميميم عوض بشن :))...ولي امسال اروم بودم :)...دلمم تنگ نشد واسه اول مهر پارسال :)) يادمه دير رسيدم پيش دوستام جا نبود پيش مهلا نشستم :)) يادمه زنگ اول رياضي داشتيم :) بهترين دبيرم بود آقاي چ

برچسب: نميخواد, نویسنده: ماهان نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 16:46

از بچگي از رعد و برق ميترسيدم :| خيلي هم زياد ميترسيدم :| خداروشكر با گذشت زمان ميزان ترسم از رعد و برق هيچ تغييري نكرده :| امشبم كه ابرا دعواشون شده هي همديگرو كتك ميزنن :| اگه تا صبحم رعدوبرق بياد من تا اون موقع نميخوابم :|

+بارون ميخواد مياد اروم خودش بياد ديگه چرا دعوا راه ميندازه :|

+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶ساعت 23:18  توسط خپلو |

برچسب: نویسنده: ماهان نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 16:46

وقتي ساعت ١٢/٥ بخوابي و ي ساعت بعدش با گرفتي بيني و گوشي كه ناشي از سرماخوردگي بلند شي...

يا بايد نشسته بخوابم يا بايد نخوابم...

لالايي خيلي خوبيه اهنگ عنوان ولي نه واسه مني كه ميخوام بخوابم ولي نميتونم...

هاپوعه همسايه امشب سر صدا نكرد شايد از اينجا بردتش...

#هزيان هاي يك سرما خورده با سابقه

+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۶ساعت 2:14  توسط خپلو |

برچسب: بهاربيرونه,ميخونهبارون,بارونهاهاي,ميگردونه؟, نویسنده: ماهان نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 16:46

مامانبزرگم شايد ١٥ سال پيش سكته ميكنه و اون سكته باعث بي حس شدن باهاش ميشه...از بعد اون زمان،راه رفتنش فقط از تخت تا دسشويي بوده نه بيشتر...و خب كم تحركي هم باعث اضافه وزنش شده كه براش راه رفتن سخت و سخت تر شه...امروز كه مامانم اينا رفته بودن طبق معمول جمعه ها خبرشو بگيرن...وقتي اومدن پرسيدم:خوب بود حال مامانبزرگ؟...گفت:نه نميتونه راه بره با عصام...من كه از وقتي يادمه اون هميشه با عصا بوده و پاها

برچسب: نميخواد, نویسنده: ماهان نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 16:46

دختردايي داره ميره روسيه پزشكي بخونه...

بابا برگشته ميگه:توعم دوست داري پزشكي ميخواي برو روسيه...

حالا من: :| انگار روسيه سوپري سر كوچه اس برم دو سوت برگردم :|

+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۶ساعت 3:37  توسط خپلو |

برچسب: نویسنده: ماهان نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 16:46

صفحه بندی